ترجمه "droit" به فارسی

حقوق, راست, råst بهترین ترجمه های "droit" به فارسی هستند.

droit adjective noun adverb masculine دستور زبان

Science qui étudie l' ensemble de règles fixées par la loi et les coutumes qui régule les relations sociales. [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • حقوق

    noun masculine

    حقوق (قانونی) [..]

    Le droit de l'eau est le champ du droit traitant de la propriété, du contrôle et de l'utilisation de l'eau en tant que ressource.

    حقوق آب، شاخه ای از حقوق است که به مالکیت، کنترل و بهره برداری از آب بعنوان یک منبع می پردازد.

  • راست

    adjective

    Vous trouverez le restaurant sur la droite.

    آن رستوران را در سمت راست خواهید یافت.

  • råst

    noun masculine
  • ترجمه های کمتر

    • قانون
    • زاویه قائمه
    • مستقیم
    • اداره شهربانی
    • اصول قانونی
    • تعرفه
    • ثابت قدم
    • جناح راست
    • حقوق (علم)
    • حقوق الهی
    • خدمت
    • خم نشده
    • خیره
    • دادگاه پلیس
    • درست
    • دست راست
    • فقه
    • ماموریت
    • معتبر
    • نیروی انتظامی
    • نیروی پلیس
    • پابرجای
    • کار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " droit " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "droit" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "droit" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه