ترجمه "dur" به فارسی

سخت, صعب, دشوار بهترین ترجمه های "dur" به فارسی هستند.

dur adjective noun adverb masculine دستور زبان

D'une personne, sévère, inamicale. [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • سخت

    adjective

    Peu facile, où la peine, la patience et l'effort sont nécessaires.

    Je me rend compte que ça a du être dur pour vous.

    من متوجه این است رو به سخت بر شما.

  • صعب

    adjective
  • دشوار

    adjective

    C'est dur d'imaginer la sensation magique que l'on ressent quand on entre dans ce lieu.

    تصور حس اسرارآمیز باور نکردنی که هنگام ورود به این فضا به شما دست میدهد، یکجورهایی دشوار است.

  • ترجمه های کمتر

    • صلب
    • مشکل
    • مقاوم
    • پایدار
    • seft
    • سفت
    • عالی
    • ناجور
    • ناراحت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dur " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "dur" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "dur" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه