ترجمه "embrasser" به فارسی

ماچ کردن, بوسیدن, بغل کردن بهترین ترجمه های "embrasser" به فارسی هستند.

embrasser verb دستور زبان

Serrer, étreindre [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • ماچ کردن

    verb

    J'ai embrassé tes lèves par les siennes!

    من اون لبايي که تو رو بوس کردم ، ماچ کردم!

  • بوسیدن

    verb

    Alors, Heather, t'aimes embrasser les hommes et les femmes?

    تو هم از بوسیدن مردا خوشت میاد هم زن ها ؟

  • بغل کردن

    verb

    Ils se sont embrassés comme de vrais amis.

    گفتم اونا مثل چندتا رفيق همو بغل کردن

  • ترجمه های کمتر

    • در آغوش گرفتن
    • پذیرفتن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " embrasser " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "embrasser"

عباراتی شبیه به "embrasser" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "embrasser" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه