ترجمه "empire" به فارسی

امپراتوری, امپراطوری, حق حاکمیت مطلقه بهترین ترجمه های "empire" به فارسی هستند.

empire noun verb masculine دستور زبان

Toute vaste région sous le contrôle d'une personne, utilisé communément dans le commerce. [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • امپراتوری

    adjective noun

    کشوری پهناور متشکل از ملیت های مختلف

    Tout ce génie gaspillé dans un empire qui s'effrite.

    چه نابغه به هدر رفته باشد در خدمت یک امپراتوری فاسد شده است.

  • امپراطوری

    noun

    On dirait que Michelle et toi avez bâti tout un empire.

    مثل اینکه تو و میشل واسه خودتون یه امپراطوری بزرگ درست کردین

  • حق حاکمیت مطلقه

    noun masculine
  • ترجمه های کمتر

    • شاهنشاهی
    • قدرت مطلقه
    • پادشاهی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " empire " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Empire

Empire (Warhammer)

+ اضافه کردن

"Empire" در فرهنگ لغت فرانسوی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Empire در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "empire" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "empire" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه