ترجمه "emploi" به فارسی
استخدام, استفاده, اشتغال بهترین ترجمه های "emploi" به فارسی هستند.
emploi
noun
masculine
دستور زبان
emploi (à long terme) [..]
-
استخدام
Ce n'est pas "très bien" de leur offrir des emplois dans nos usines, nos entreprises.
خوب نیست که آن ها را در کارخانه هایمان استخدام کنیم، در شرکت هایمان.
-
استفاده
noun masculineFait de se servir de quelque chose.
J'ai en tête un meilleur emploi pour toi.
. براي تو استفاده ديگه اي پيدا کردم
-
اشتغال
En 1900, 40% des emplois américains étaient agricoles.
در سال ۱۹۰۰، چهل درصد از کل اشتغال در ایالات متحده در بخش کشاورزی بود.
-
ترجمه های کمتر
- شغل
- کار
- اجازه نامه
- بکارگيرى
- خوابگاه کشتی
- لذت
- مصرف
- پروانه
- کاربرد
- یادداشت مختصر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " emploi " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "emploi" با ترجمه به فارسی
-
بيكاري پنهان · کمکاری · کمکاری (اشتغال)
-
بیکاری اصطکاکی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن