ترجمه "en" به فارسی
در, به, dar بهترین ترجمه های "en" به فارسی هستند.
en
pronoun
adposition
Dans une durée de ... ; Dans le temps de ... ; [indique qu'une fenêtre temporelle ou une durée vient ensuite]. [..]
-
در
nounLes ordinateurs peuvent faire un travail très compliqué en une fraction de seconde.
رایانه ها قادرند کار پیچیده ای را در کسری از ثانیه انجام دهند.
-
به
nounCertaines personnes n'aident que quand elles attendent un service en retour.
بعضی فقط به این خاطر کمک میکنند چون انتظار بده بستان دارند.
-
dar
adverb
-
ترجمه های کمتر
- از
- با
- درون
- اخر
- از قرار
- بعداز
- بنابر
- به قرار
- در جستجوی
- در صدد
- درپی
- دم
- سرتاسر
- عقب گرد
- مطابق
- نزدیک
- پس از
- پشت سر
- پهلوی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " en " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "en"
عباراتی شبیه به "en" با ترجمه به فارسی
-
مدیریت خاک
-
جي.سي · کروماتوگرافی گازی
-
یادکرد مؤلف (گیاهشناسی)
-
شروع از اینجا · شروع به کار
-
دولت در تبعید
-
سبیل مسواکی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن