ترجمه "enceinte" به فارسی

حامله, باردار, آبستن بهترین ترجمه های "enceinte" به فارسی هستند.

enceinte adjective verb noun masculine feminine دستور زبان

Qui est en état de grossesse, quasiment toujours en parlant de la femme. [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • حامله

    adjective

    Si Waterford ne vous met pas enceinte, ce ne sera pas sa faute.

    اگه واترفورد نتونه حامله ت کنه ، اونو سرزنش نمی کنن.

  • باردار

    adjective

    Si vous êtes enceinte, prenez soin de votre grossesse.

    اگر شما باردار هستید، مراقب حاملگی تان باشید.

  • آبستن

    noun feminine

    Et elle tombe enceinte comme par enchantement.

    و هيچ جا او آبستن.

  • ترجمه های کمتر

    • اسپیکر
    • بوفر
    • باروى شهر
    • بلند گو
    • در بردارنده
    • درانتظار
    • ضميمه شده
    • محوطه قلعه
    • گوینده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " enceinte " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "enceinte"

عباراتی شبیه به "enceinte" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "enceinte" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه