ترجمه "encombrer" به فارسی
اسباب زحمت شدن, انبوه شدن, خراب شدن بهترین ترجمه های "encombrer" به فارسی هستند.
encombrer
verb
دستور زبان
sentir une pression sur sa poitrine (oppresser ?)
-
اسباب زحمت شدن
verb -
انبوه شدن
verb -
خراب شدن
verb
-
ترجمه های کمتر
- مسدود کردن
- ممانعت کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " encombrer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "encombrer" با ترجمه به فارسی
-
بی منطق
-
درهم ريخته
اضافه کردن مثال
اضافه کردن