ترجمه "enflammer" به فارسی
برافروختن, روشن کردن بهترین ترجمه های "enflammer" به فارسی هستند.
enflammer
verb
دستور زبان
-
برافروختن
verbqui peut enflammer une imagination agressive chez certains d'entre nous,
می توانست باعث برافروختن دشمنی بین برخی از ما بشود،
-
روشن کردن
verbJ'ai presque enflammé l'allumette.
در اصل ، خودم کبريتشو روشن کردم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " enflammer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن