ترجمه "entourage" به فارسی

خدم وحشم, دوستان, محیط بهترین ترجمه های "entourage" به فارسی هستند.

entourage noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • خدم وحشم

    noun masculine
  • دوستان

    noun masculine

    On va prévenir votre entourage que vous avez le téléphone.

    .ما به دوستان و خانواده ي تو ميگيم

  • محیط

    noun masculine

    La littérature lui permit d'aller au-delà son entourage.

    ادبیات بهش اجازه داد از محیط خود فراتر بره.

  • ترجمه های کمتر

    • ملت زمین
    • ملتزمین
    • همراهان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " entourage " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "entourage" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه