ترجمه "erratique" به فارسی
اوباش, بی وفا, خویی بهترین ترجمه های "erratique" به فارسی هستند.
erratique
adjective
masculine
دستور زبان
Qui a une tendance à être peu régulier.
-
اوباش
noun -
بی وفا
adjective -
خویی
adjective
-
ترجمه های کمتر
- سرگردان
- سیمابی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " erratique " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن