ترجمه "esprit" به فارسی

روح, ذهن, روان بهترین ترجمه های "esprit" به فارسی هستند.

esprit noun masculine دستور زبان

Substance incorporelle et immatérielle

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • روح

    noun

    Selon cet enseignement, les esprits des morts peuvent devenir des amis puissants ou des ennemis effroyables.

    در غیر این صورت روح متوفیٰ ممکن است سر دشمنی با زندگان بگذارد.

  • ذهن

    noun

    ensemble des facultés intellectuelles

    Votre esprit en saisira ainsi le thème général.

    این کار موضوع کلّی آن را بر ذهن تو به جا خواهد گذاشت.

  • روان

    noun masculine

    Pourquoi nous soucions-nous plus de nos dents que de notre esprit ?

    چطور زمان بیشتری را برای مراقبت از دندانمان نسبت به روان مان می گذرانیم.

  • ترجمه های کمتر

    • جان
    • شبح
    • ruh
    • اندیشمند
    • تخیل
    • خرد
    • عقل
    • فهم
    • فکور
    • متفکر
    • مرام
    • مشروب الکلی
    • مشروبات الکلی
    • منظور
    • مینو
    • نشاط
    • نیت
    • هوش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " esprit " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "esprit"

عباراتی شبیه به "esprit" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "esprit" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه