ترجمه "essentiel" به فارسی

ضروری, جان کلام, شور بهترین ترجمه های "essentiel" به فارسی هستند.

essentiel adjective noun masculine دستور زبان

Dont on a besoin pour un but ou une raison précis.

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • ضروری

    adjective

    L’acquisition de la vision de ce que je pouvais devenir a été essentielle pour ma progression.

    پرورش دادن آنچه که میتوانستم بشوم برای پیشرفتم ضروری بود.

  • جان کلام

    noun masculine
  • شور

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • ضروري
    • قوت
    • مطلب عمده
    • نکته مهم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " essentiel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "essentiel" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "essentiel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه