ترجمه "ex-" به فارسی
پیشین, اکس, سابق بهترین ترجمه های "ex-" به فارسی هستند.
ex-
Ce qu’il a cessé d’être [..]
-
پیشین
adjectiveD’ailleurs, certains ont reconnu avoir involontairement appelé leur conjoint par le nom de leur ex-conjoint !
حتی برخی اذعان میکنند که اشتباهاً همسر جدیدشان را با نام همسر پیشین خود صدا زدهاند.
-
اکس
préfixeJe télécharge Ex Shield.
دارم اکس شیلد دانلود میکنم
-
سابق
préfixeL'homme qui dirigeait ce centre était un ex officier de l'armée.
مردی که آنجا را اداره میکرد یه افسر سابق ارتش بود.
-
ترجمه های کمتر
- قبلی
- قدیمی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ex- " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ex-" با ترجمه به فارسی
-
از · بی
-
امداد غیبی
-
از · بی
-
ارزیابی اثر پسمداخلهای · ارزیابی نشانزد پسمداخلهای
-
مقدونیه
-
ارزیابی اثر پیشمداخلهای · ارزیابی نشانزد پیشمداخلهای
-
براي مثال
-
ارزیابی اثر پیشمداخلهای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن