ترجمه "examen" به فارسی
آزمایش, آزمون, امتحان بهترین ترجمه های "examen" به فارسی هستند.
examen
noun
masculine
دستور زبان
observation attentive [..]
-
آزمایش
nounLa dernière fois, mon examen de la poitrine était trop court.
به علاوه ، آخرین باری که اینجا بودم آزمایش سینه ام خیلی سریع بود
-
آزمون
noun masculineépreuve visant à mesurer le niveau de compétence d'un individu
Apportez ça dans la salle suivante pour votre examen final.
، لطفاً به اتاق کناری برین. تا آزمون نهایی هم انجام بشه
-
امتحان
noun masculineLes examens ont lieu juste après les congés d'été.
امتحان درست بعد از تعطیلاتِ تابستان.
-
ترجمه های کمتر
- استفاده آزمایشی
- تست
- مداقه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " examen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "examen"
عباراتی شبیه به "examen" با ترجمه به فارسی
-
تحليل سلولشناختي · تحلیل بافتسلولشناختی
-
آزمایش پزشکی · آزمون تشخیصی · بازرسی کلی · معاینه عمومی
-
آزمایش مدفوع
-
آزمايش باليني · آزمایش بالینی · فنون تشخيصي
-
آزمايش عصبشناختي
-
کیفرخواست
اضافه کردن مثال
اضافه کردن