ترجمه "examen" به فارسی

آزمایش, آزمون, امتحان بهترین ترجمه های "examen" به فارسی هستند.

examen noun masculine دستور زبان

observation attentive [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • آزمایش

    noun

    La dernière fois, mon examen de la poitrine était trop court.

    به علاوه ، آخرین باری که اینجا بودم آزمایش سینه ام خیلی سریع بود

  • آزمون

    noun masculine

    épreuve visant à mesurer le niveau de compétence d'un individu

    Apportez ça dans la salle suivante pour votre examen final.

    ، لطفاً به اتاق کناری برین. تا آزمون نهایی هم انجام بشه

  • امتحان

    noun masculine

    Les examens ont lieu juste après les congés d'été.

    امتحان درست بعد از تعطیلاتِ تابستان.

  • ترجمه های کمتر

    • استفاده آزمایشی
    • تست
    • مداقه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " examen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "examen"

عباراتی شبیه به "examen" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "examen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه