ترجمه "exercer" به فارسی
اعمال کردن, معلمی کردن, نگه داشتن بهترین ترجمه های "exercer" به فارسی هستند.
exercer
verb
دستور زبان
avoir (une conséquence sur) [..]
-
اعمال کردن
verb -
معلمی کردن
verb -
نگه داشتن
verb -
گرفتن
verbLe conseil de Jean, si nous le suivons, exercera une profonde influence sur notre vie.
به گوش گرفتن این پند یوحنّا زندگی ما را بکلّی دگرگون میکند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " exercer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "exercer" با ترجمه به فارسی
-
پُستي را به عهده داشتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن