ترجمه "explorateur" به فارسی
جستجوگر, جسور, حادثه جو بهترین ترجمه های "explorateur" به فارسی هستند.
explorateur
noun
masculine
دستور زبان
-
جستجوگر
noun masculineJe suis une exploratrice de fond marin, et plus précisément une spéléo-plongeur.
من یک جستجوگر زیر آب هستم، دقیقترش میشودغواص غار.
-
جسور
noun masculine -
حادثه جو
noun masculine
-
ترجمه های کمتر
- سیاح
- ماجرا جو
- مرورگر
- مکتشف
- پیشاهنگ
- گردشگر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " explorateur " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "explorateur" با ترجمه به فارسی
-
نقشه سند
-
کاوشگر نرم افزار Microsoft Windows
-
کاوشگر Windows
-
جستجوگر · جسور · حادثه جو · سیاح · ماجرا جو · مکتشف
-
جستجوگر شبکه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن