ترجمه "explorer" به فارسی
جستجو کردن, پژوهش کردن بهترین ترجمه های "explorer" به فارسی هستند.
explorer
verb
دستور زبان
-
جستجو کردن
verbAlors qu'ils exploraient les souterrains, ils ont trouvé un objet de valeur.
وقتي داشته تونل ها رو با " مارني هانتر " جستجو ميکرد اون يارو کوهنورد ها ، چيز با ارزشي پيدا ميکنن
-
پژوهش کردن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " explorer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Explorer
Explorer (navire)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Explorer" در فرهنگ لغت فرانسوی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Explorer در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "explorer" با ترجمه به فارسی
-
اینترنت اکسپلورر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن