ترجمه "exposition" به فارسی
نمایشگاه, نمایشگاهها, ارائه بهترین ترجمه های "exposition" به فارسی هستند.
exposition
noun
feminine
دستور زبان
Temps pendant lequel un matériau est illuminé ou irradié. [..]
-
نمایشگاه
noun femininemise d'une chose à la vue d'un public
Nous avons lancé la plus grande exposition d'art illégale qui ait jamais été.
ما بزرگترین نمایشگاه هنری غیرقانونی تاكنون رو راه انداختیم.
-
نمایشگاهها
Rezero pourrait être utilisé dans des expositions ou des parcs.
از ریزیرو ( Rezero) می توان در نمایشگاهها و پارکها استفاده کرد.
-
ارائه
noun feminine
-
ترجمه های کمتر
- معرض
- نمايشهای محصولات کشاورزی
- نمايشگاههای تجاری
- نمایش
- نوردهی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " exposition " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Exposition
-
تابش پرتو
-
توصیف (داستان)
-
گشایش (موسیقی)
partie d'une sonate
تصاویر با "exposition"
عباراتی شبیه به "exposition" با ترجمه به فارسی
-
تابش آفتاب · در معرض نور خورشيد · سپیدایی
-
نمايشهای محصولات کشاورزی · نمايشگاههای تجاری · نمایشگاهها
-
نمایشگاه جهانی
-
پیشگیری پیش از در معرض قرارگرفتن
-
نمایشگاه هنری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن