ترجمه "expulser" به فارسی

اخراج کردن, ادب نگاه داشتن, انجام وظیفه کردن بهترین ترجمه های "expulser" به فارسی هستند.

expulser verb دستور زبان

Chasser quelqu’un d’un lieu où il était établi [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • اخراج کردن

    فعل
  • ادب نگاه داشتن

    verb
  • انجام وظیفه کردن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • برائت کردن
    • حامل بودن
    • دربرداشتن
    • سازش کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " expulser " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "expulser" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه