ترجمه "externe" به فارسی
بیرونی, بیگانه, بین المللی بهترین ترجمه های "externe" به فارسی هستند.
externe
adjective
noun
masculine
دستور زبان
-
بیرونی
adjectiveCes influences dont je parle sont externes pour moi.
تأثیراتی که از آنها حرف میزنم، البته، برای من بیرونی هستند.
-
بیگانه
adjective -
بین المللی
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " externe " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "externe"
عباراتی شبیه به "externe" با ترجمه به فارسی
-
سرخرگ سبات بیرونی
-
اسکلت خارجی · اگزواسکلتون
-
داده خارجی
-
محدوده داده خارجی
-
مجرای گوش
-
صفحه نمایش خارجی
-
مرتبسازی خارجی
-
سیاهرگ وداج خارجی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن