ترجمه "faim" به فارسی

گرسنگی, قحطی, gorosnegi بهترین ترجمه های "faim" به فارسی هستند.

faim noun feminine دستور زبان

Sensation qui révèle l’envie ou le besoin de manger. ''(Sens général)'' [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • گرسنگی

    noun masculine

    manque de nourriture

    Beaucoup d’enfants meurent de faim en Afrique.

    کودکان بسیاری دز آفریقا به خاطر گرسنگی می میرند.

  • قحطی

    noun masculine

    l'extrême pauvreté, la faim et les morts par maladies

    فقر شدید، قحطی و مرگ از بیماریها رو بکاهند،

  • gorosnegi

    noun feminine
  • ترجمه های کمتر

    • اشتها
    • بياشتهايي
    • تشنه بودن
    • تشنگی
    • تنگ سالی
    • خشکسالی
    • رنج ومحنت
    • سيري
    • شهوت داشتن
    • طمع
    • عطش
    • نایابی
    • گرسنه شدن
    • گرسنگي
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " faim " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "faim" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "faim" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه