ترجمه "faucon" به فارسی
شاهین, باز, بازها بهترین ترجمه های "faucon" به فارسی هستند.
faucon
noun
masculine
دستور زبان
Oiseau du genre Faulcon
-
شاهین
nounOiseau du genre ''Falco'' [..]
Le bec du faucon peut perforer un crâne humain.
منقار شاهین می تواند جمجمه ی انسان را سوراخ بكند
-
باز
noun -
بازها
noun masculine
-
ترجمه های کمتر
- بازها (پرندگان)
- توپ قدیمی
- فروختن
- قوش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " faucon " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Faucon
-
شاهی
-
شاهین
noun properVoici mon Faucon en Sculpey, abîmé parce-que j'ai dû le sortir du moule.
این شاهین خمیری تقریبا داغون شده منه چون باید از قالب بیرون می کشیدیمش.
تصاویر با "faucon"
عباراتی شبیه به "faucon" با ترجمه به فارسی
-
بحری · شاهین
-
لیل
-
دلیجه کوچک
-
ترمتای
-
ترمتای
-
ترمتای
-
بالابان · چرغ
-
بالابان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن