ترجمه "faux" به فارسی
غلط, باطل, داس دستهبلند بهترین ترجمه های "faux" به فارسی هستند.
faux
adjective
noun
verb
adverb
masculine
feminine
دستور زبان
Outil agricole [..]
-
غلط
adjectiveNotre but était de créer un modèle fidèle de quelqu'un, non de donner une idée fausse.
هدف اصلی ما ساخت مدلی دقیق از فرد است نه اینکه چهرهای غلط از او نمایش بدهیم.
-
باطل
Un de mes oncles, m'a dit une fois Comment faire la différence entre les vrais et les faux.
يه عمو داشتم يکبار به من گفت که چطوري فرق بين حقيقت و باطل رو بشناسم
-
داس دستهبلند
outil agricole
-
ترجمه های کمتر
- الکی
- ،اشتباه
- اشتباه کرده
- اشتباهی
- با ریا
- بدلی
- جعل اسناد
- جعل هنری
- جعل کردن
- جعلی
- داس
- دروغ
- دهره
- سالوس
- سند
- سند جعلی
- مجعول
- نادرست
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " faux " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "faux"
عباراتی شبیه به "faux" با ترجمه به فارسی
-
شبهسرو · کامهسیپاریس
-
سرکه نقد بهتر از حلوای نسیه
-
زنبورهاي عسل نر · زنبورهای نر · سخن یکنواخت
-
افگانه · بی نتیجگی · سقط · سقط جنین · سقط جنین غیرعمدی · سقط خودبهخودی · عدم توفیق · عدم تکامل
-
پوست
-
نهنگ دندانکلفت
-
انجیرک
-
راندگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن