ترجمه "ferme" به فارسی

کشتزار, مزرعه, راسخ بهترین ترجمه های "ferme" به فارسی هستند.

ferme adjective noun verb masculine feminine دستور زبان

Qui a de la consistance, de la dureté, par opposition à mou. ''(Sens général).'' [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • کشتزار

    noun

    lieu occupé par une exploitation agricole [..]

    Cette ferme est-elle devenue trop pauvre pour nous nourrir tous?

    آيا اين کشتزار براي پشتيباني ما بس نيست ؟

  • مزرعه

    noun

    Terrain ou bâtiment utilisé pour l'agriculture, comme pour planter des cultures ou élever du bétail.

    Mais, le travail sur la ferme fut plaisant.

    ولی کار در مزرعه خوشایند بود.

  • راسخ

    صفت
  • ترجمه های کمتر

    • اجاره دادن به
    • بنگاههای اقتصادی مبتنی بر مزرعه
    • ثابت قدم
    • مزارع
    • مزارع دامداري
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ferme " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "ferme"

عباراتی شبیه به "ferme" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "ferme" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه