ترجمه "ferraille" به فارسی

اوراق کردن, به دورانداختن, جدال کردن بهترین ترجمه های "ferraille" به فارسی هستند.

ferraille noun feminine دستور زبان

Pièce de métal jetée des opérations de productions, et généralement réutilisable.

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • اوراق کردن

    verb feminine
  • به دورانداختن

    verb feminine
  • جدال کردن

    verb feminine
  • ترجمه های کمتر

    • دعوی کردن
    • زباله
    • ضایعات
    • نزاع کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ferraille " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "ferraille" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه