ترجمه "feutre" به فارسی
نمد, شاپو, نمد بهترین ترجمه های "feutre" به فارسی هستند.
feutre
Verb
noun
masculine
دستور زبان
Stylo à large pointe de feutre ou de fibre. [..]
-
نمد
nounCelui-ci avait un registre aigu dur et métallique parce que le feutre était usé.
پیانو در محدوده صداهای زیر طنین بسیار ضعیف و خشکی پیدا کرده بود، زیرا نمد سر چکشها به کلی از بین رفته بود.
-
شاپو
noun masculine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " feutre " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Feutre
Feutre (textile)
-
نمد
textile non tissé
Celui-ci avait un registre aigu dur et métallique parce que le feutre était usé.
پیانو در محدوده صداهای زیر طنین بسیار ضعیف و خشکی پیدا کرده بود، زیرا نمد سر چکشها به کلی از بین رفته بود.
تصاویر با "feutre"
عباراتی شبیه به "feutre" با ترجمه به فارسی
-
ماژیک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن