ترجمه "filer" به فارسی
تنیدن, رشتن بهترین ترجمه های "filer" به فارسی هستند.
filer
verb
دستور زبان
Tordre ensemble plusieurs brins pour qu’ils forment un fil [..]
-
تنیدن
verbUn robot filait le modèle en soie, et nous le placions sur notre site.
ما یک ربات برای تنیدن تمپلت از ابریشم داشتیم، و آن را در سایتمان قرار دادیم.
-
رشتن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " filer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "filer" با ترجمه به فارسی
-
دستور اخراج · صف · فایل
-
صف تحویل
-
انتیافاس
-
تي.وي.پي · پروتئينهاي تافته · پروتئينهاي قوامدارشده · پروتئینهای بافتدارشده
-
نظریه صف
-
صف تحویل صندوق پستی
-
صف
-
صف اولویتدار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن