ترجمه "fille" به فارسی

دختر, دوشیزه, فرزندهای ماده بهترین ترجمه های "fille" به فارسی هستند.

fille noun feminine دستور زبان

jeune humain de sexe féminin [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • دختر

    noun

    انسان مؤنث جوان [..]

    La fille insista pour qu'on l'amène au zoo.

    آن دختر اصرار داشت بههمراه دیگران باغوحش برود.

  • دوشیزه

    noun

    Votre niveau d'agitation n'est pas ma préoccupation actuelle, ma fille.

    ترس تو فعلا برای من اصلا اهمیتی نداره ، دوشیزه

  • فرزندهای ماده

  • ترجمه های کمتر

    • doxtar
    • بانو
    • بچه
    • جوجه
    • خانم
    • خانم کوچولو
    • دختر دهقان
    • دخترک
    • زغال
    • عروسک
    • فرزند
    • فرزند دختر
    • فرزند ماده
    • لاکو
    • مستخدمه
    • کدبانو
    • کلفت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fille " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "fille"

عباراتی شبیه به "fille" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "fille" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه