ترجمه "fissure" به فارسی
شکاف, انگف, ترک بهترین ترجمه های "fissure" به فارسی هستند.
fissure
noun
verb
feminine
دستور زبان
Espace fin et généralement irrégulier ouvert dans un matériel solide.
-
شکاف
noun feminineOn met des miroirs dans les fissures pour savoir quand la montagne bouge.
داخل شکاف ها آینه میذاریم تا حرکت های کوه رو مشاهده کنیم
-
انگف
noun feminine -
ترک
noun feminineTu disais que tu réparais une fissure dans la fondation.
تو که گفتی داری ترک روی ستون خونه رو تعمیر میکنی
-
ترجمه های کمتر
- درز
- رخنه
- شکاف دیوار
- شکستگی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fissure " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fissure" با ترجمه به فارسی
-
شقاق مقعد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن