ترجمه "fixé" به فارسی
ثابت, فیکس بهترین ترجمه های "fixé" به فارسی هستند.
fixé
verb
masculine
دستور زبان
-
ثابت
adjectiveL'astuce, c'est qu'avec tous les médias précédents, le format est fixé dès le début.
نکته مهم اینه که همراه تمام رسانههای قبلی، قالب بندی به شکل زمان تولدش ثابت مونده.
-
فیکس
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fixé " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fixé" با ترجمه به فارسی
-
وسواس
-
ثابت
-
دارایی ثابت
-
اضافه نمودن · افزودن · بستن · تاسیس کردن · تشکیل دادن · جا گرفتن · حاضر کردن · زُل زدن · سهم دادن · ضبط کردن · محدود کردن · مهیا کردن · نشاندن · پیوست کردن · کاندید کردن
-
حل کردن
-
خورشید · شمس
-
اسباب زنبورداري · استخراجكنندههاي عسل · بخشهاي كندو · تجهیزات کندو · جداكنندههاي زنبور ملكه · شانهاي ثابت · مزارع كندو
-
تلفن ثابت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن