ترجمه "flasque" به فارسی

سست, شل, فلاسک بهترین ترجمه های "flasque" به فارسی هستند.

flasque adjective noun masculine feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • سست

    adjective
  • شل

    adjective

    Si tu restes flasque, je te promets de devenir flasque moi-même.

    اگر که نرم بموني من قول ميدم که به همون اندازه خوب شل بمونم

  • فلاسک

    noun feminine

    Alors, si on pouvait éteindre les lumières et faire que ce soit aussi sombre que possible ici, j'ai une flasque qui contient du plancton luminescent.

    خب، اگه ما بتوانیم نور را کم کنیم و اینجا را تا حد ممکن تاریک کنیم، من یک فلاسک به همراه پلانکتونهای زیست تاب دارم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " flasque " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "flasque"

اضافه کردن

ترجمه های "flasque" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه