ترجمه "fleurir" به فارسی
به به, سر, شکوفه بهترین ترجمه های "fleurir" به فارسی هستند.
fleurir
verb
دستور زبان
(Pour une plante) Produire des fleurs.
-
به به
noun -
سر
noun -
شکوفه
nounL'extase qui fleurit sur une synapse est une graisse lactique " Paprika ".
سرخوشي اي که در رشته هاي عصبي شکوفه ميده چربي شيريه که برند پاپريکا رو روش داره!
-
ترجمه های کمتر
- شکوفه دادن
- شکوفه کردن
- عجب
- میوه
- پیشرفت کردن
- کامیاب شدن
- گل
- گل دادن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fleurir " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "fleurir"
عباراتی شبیه به "fleurir" با ترجمه به فارسی
-
آباد · شكوفان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن