ترجمه "fondateur" به فارسی
بنیانگذار, برپا کننده, تازه کار بهترین ترجمه های "fondateur" به فارسی هستند.
fondateur
noun
masculine
دستور زبان
-
بنیانگذار
nounJe suis informaticien vacataire de profession, mais je suis aussi le fondateur d'un truc appelé l'Ecole de Bricolage.
من کارشناس کامپیوتری هستم که برای امور تجاری قرارداد می بندم، و بنیانگذار مدرسه ای بنام تینکرینگ هستم.
-
برپا کننده
noun masculine -
تازه کار
noun masculine -
موسس
noun masculineUn de tes cousins est Ezra Cornell, le fondateur de l'université Cornell.
يكي از پسر عموهات ازرا كورنل، موسس دانشگاه كورنل است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fondateur " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fondateur" با ترجمه به فارسی
-
اثر بنیانگذار
-
بنيانگذاران آمریکا
-
بنیانگذار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن