ترجمه "fonte" به فارسی
چدن, ريخته گري, فواره بهترین ترجمه های "fonte" به فارسی هستند.
fonte
noun
feminine
دستور زبان
Ensemble de glyphes conçus de formes cohérentes et ayant une taille et un style similaires. [..]
-
چدن
nounalliage de fer et de carbone [..]
Un de ces machins en fonte que tu vois chez les antiquaires.
از جنس چدن که توی عتیقهفروشی ها پیدا میشوند.
-
ريخته گري
noun feminine -
فواره
noun feminine -
چُدني
noun feminine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fonte " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Fonte
-
ذوب
L'eau de fonte devrait apporter la vie aux basses terres.
آب هاي ذوب شده بايد زندگي را به اين سرزمين بياورند.
عباراتی شبیه به "fonte" با ترجمه به فارسی
-
عملآوری ضایعات کشتارگاهی
-
لخته آهن
-
ذوب برف
-
فواره · قلم
-
مرگ گیاهيچه · گياهچهميري پيشرويشي · گیاهچهمیری
-
مرگ گیاهيچه · گياهچهميري پيشرويشي · گیاهچهمیری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن