ترجمه "formation" به فارسی
تربیت, آموزش, آموزش و پرورش بهترین ترجمه های "formation" به فارسی هستند.
formation
noun
feminine
دستور زبان
formation (d’une entreprise, d’un groupe) [..]
-
تربیت
nounet dans la formation qu'ils leurs donnent.
تربیت آنها بسیار دقت میکنند.
-
آموزش
noun feminineIls ont suivi la formation de pleine conscience juste avant leur déploiement en Irak.
ما آموزش آگاهی رو بر روی اونها درست قبل از اعزامشون به عراق انجام دادیم.
-
آموزش و پرورش
noun feminineL'image montre que la révolution a permis des opportunités de formation, d'éducation.
این عکس نشون میده که انقلاب فرصتی رو برای کاراموزی و آموزش و پرورش فراهم کرده.
-
ترجمه های کمتر
- تعلیم
- پرورش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " formation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "formation" با ترجمه به فارسی
-
آموزش مستمر
-
آموزش الکترونیکی
-
گرهزايي · گرهزایی ریشه
-
تشكيل جوانه
-
مراکز آموزشی
-
آموزش معلم · تربیت معلم
-
آبخوانها · تراز آب زيرزميني · سطح آب زیرزمینی · سطح ايستابي
-
تشكيل خون · خونسازی · سرخگويچهسازي · سفیدگویچهسازی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن