ترجمه "forme" به فارسی
شکل, فرم, صورت بهترین ترجمه های "forme" به فارسی هستند.
forme
noun
feminine
دستور زبان
Silhouette ou structure visible d'une chose ou d'une personne. [..]
-
شکل
nouninformation géométrique sur un objet en géométrie
Ce ne sera pas le prototype des nouvelles formes de dictionnaires.
همچنین قرار نیست شکل الگو برای لغتنامههای آینده باشد.
-
فرم
Mais la rotation n'était pas suffisante car nous avions besoin d'une forme.
اما چرخش کافی نبود، چرا که ما احتیاج به فرم داشتیم.
-
صورت
nounNous avons découvert pourquoi les woks ont une forme particulière.
ما کشف کردیم چرا ماهی تابه های ته گرد به این صورت ساخته شده اند.
-
ترجمه های کمتر
- تاسیس کردن
- تجسم
- تشریح
- توصیف گر
- دیسه
- ساختمان بدن
- سازمان بدن
- شكل گرفتن
- لباس مبدل
- مانکن
- مجسمه چوبی
- مدل
- منقوش کردن
- مهر زدن
- نقشه برجسته
- واصف
- کالبد
- کالبدشناسی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " forme " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "forme" با ترجمه به فارسی
-
اشکال دارویی
-
پیش فاکتور
-
فرم دو خطی
-
تبدیل به شکل
-
پلت فرم
-
closed-form expression
-
باشگاه ورزشی
-
نرمالسازی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن