ترجمه "fou" به فارسی

فیل, مجنون, دیوانه بهترین ترجمه های "fou" به فارسی هستند.

fou adjective noun masculine دستور زبان

Personne qui a perdu la raison [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • فیل

    noun

    pièce du jeu d'échecs [..]

    Le cavalier prend la place du fou.

    اسب به فیل کنار شاه 3 چی کار کنیم ؟

  • مجنون

    adjective noun

    L'une d'elles prétend qu'ils sont tout simplement fous.

    یه نظریه اینه که اونا مجنون هستن.

  • دیوانه

    adjective

    La plupart des gens pensent que je suis fou.

    اغلب مردم فکر میکنند من دیوانه ام.

  • ترجمه های کمتر

    • احمق
    • غازهای دریایی
    • آسان
    • ابله
    • احمقانه
    • اسقف
    • بیضه
    • تخم
    • دلقک
    • لوده
    • مرد دیوانه
    • نادان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fou " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "fou"

عباراتی شبیه به "fou" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "fou" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه