ترجمه "fouiller" به فارسی
تفتیش کردن, جستجو کردن, کاویدن بهترین ترجمه های "fouiller" به فارسی هستند.
fouiller
verb
دستور زبان
déterrer (secrets)
-
تفتیش کردن
فعل -
جستجو کردن
verbJ'ai fouillé dans les données et les ai trouvées.
پس من جستجو کردم و بهش چیزی که تونستم پیدا کنم رو دادم.
-
کاویدن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fouiller " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "fouiller"
عباراتی شبیه به "fouiller" با ترجمه به فارسی
-
متنکاوی
-
داده کاوی · کاوش در دادهها
-
جرثقيل · جمعكنندههاي دسته علوفه · ماشینآلات جابجایی
-
كاوش
-
کاوش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن