ترجمه "four" به فارسی
اجاق, تنور, کوره بهترین ترجمه های "four" به فارسی هستند.
four
noun
masculine
دستور زبان
Structure ou appareil dans lequel de la chaleur est produite par la combustion de combustible, généralement pour chauffer des maisons, fondre du métal, produire de la vapeur ou faire de la poterie. [..]
-
اجاق
nounJ'aimerais que tu fasses plus attention aux fours.
اميدوارم وقتي با اجاق کار مي کني بيشتر مراقب باشي
-
تنور
nounCe four blanc éblouissant est d'une chaleur mortelle.
اين تنور سفيد درخشان به طور مهلکي داغ است.
-
کوره
noun masculineCette ampoule dans ce four est vraiment ridiculement brillante.
خوب ، نوري که توي اين کوره هست به شدت روشنايي بخشه.
-
ترجمه های کمتر
- فر
- فر آشپزی
- كوره
- کورهها
- بخاری
- بوته آزمایش
- تاون
- تون
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " four " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "four" با ترجمه به فارسی
-
سیبزمینی تنوری
-
تندپز · ریز موج · میکرو ویو
-
کوره پخت آهک
-
كوره
-
کورههای زغال
-
اجاقهای ریزموجی · اجاقهای میکروویو · تندپز · تندپزها · دستگاه مایکروویو · ریز موج · میکرو ویو
-
در شکم داشتن
-
تندپز · ریز موج · میکرو ویو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن