ترجمه "fourrure" به فارسی
خز, خزها, پت بهترین ترجمه های "fourrure" به فارسی هستند.
fourrure
noun
feminine
دستور زبان
-
خز
noun femininepeau de certains animaux à poil épais
J'aime dépasser la fourrure, le plumage et les écailles.
دوست دارم از خز و پر و فلس بگذرم.
-
خزها
-
پت
noun feminine
-
ترجمه های کمتر
- پوست
- پوست خام
- پوستهاي خام
- پوستین
- کرک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fourrure " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "fourrure"
عباراتی شبیه به "fourrure" با ترجمه به فارسی
-
جانوران خزدار · جانوران خزپوش
-
فک خزپوش قهوهای
-
فک خزپوش شمالی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن