ترجمه "foyer" به فارسی
اجاق, خوابگاه, کانون بهترین ترجمه های "foyer" به فارسی هستند.
foyer
noun
masculine
دستور زبان
Âtre [..]
-
اجاق
noun masculine -
خوابگاه
noun masculineJe construirai un zoo près du foyer des artistes.
. میخوام یه باغ وحش کوچیک کنار خوابگاه بازیگرها بسازم
-
کانون
Construire une conique avec ce point comme foyer
ایجاد یک مخروطی با این نقطه به عنوان کانون
-
ترجمه های کمتر
- آتشگاه
- اهل بیت
- بروز
- خانواده
- خانگی
- سرچشمه
- شومینه
- شیوع
- طغیان
- ظهور
- فوکوس
- مركز
- مستخدمین خانه
- مقر
- کانون (هندسه)
- کانون عدسی
- گلخن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " foyer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "foyer" با ترجمه به فارسی
-
عدسی دو دید
-
عمق سطح فوکوس
-
خانواده تک سرپرست
-
خانه امن
-
بازپيدايي بيماريها · زياهمهگيرها · همهگیرها · همهگیری محدود بيماري · گياهمهگيرها
-
همهگیری محدود بيماري
-
خانه داری · خانهداری · كدبانو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن