ترجمه "foyer" به فارسی

اجاق, خوابگاه, کانون بهترین ترجمه های "foyer" به فارسی هستند.

foyer noun masculine دستور زبان

Âtre [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • اجاق

    noun masculine
  • خوابگاه

    noun masculine

    Je construirai un zoo près du foyer des artistes.

    . میخوام یه باغ وحش کوچیک کنار خوابگاه بازیگرها بسازم

  • کانون

    Construire une conique avec ce point comme foyer

    ایجاد یک مخروطی با این نقطه به عنوان کانون

  • ترجمه های کمتر

    • آتشگاه
    • اهل بیت
    • بروز
    • خانواده
    • خانگی
    • سرچشمه
    • شومینه
    • شیوع
    • طغیان
    • ظهور
    • فوکوس
    • مركز
    • مستخدمین خانه
    • مقر
    • کانون (هندسه)
    • کانون عدسی
    • گلخن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " foyer " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "foyer" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "foyer" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه