ترجمه "fracture" به فارسی
شکستگی استخوان, شکستگیها, ترک بهترین ترجمه های "fracture" به فارسی هستند.
fracture
noun
feminine
دستور زبان
Cassement de tissu dur tel qu'un os. [..]
-
شکستگی استخوان
lésion par rupture d’un os
entre les fractures osseuses et le risque de développement de cancer osseux.
اگر شما شکستگی استخوان داشته باشید ، سرطان استخوان ایجاد می شود.
-
شکستگیها
-
ترک
noun feminineSigne de crise et de décadence.
C'est juste une petite fracture.
فقط يه ترک کوچولوه.
-
ترجمه های کمتر
- شکست
- شکستگی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fracture " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "fracture"
عباراتی شبیه به "fracture" با ترجمه به فارسی
-
شکستگیها
-
شکستگی دنده
-
شکاف دیجیتالی
-
شکاف دیجیتالی
-
شکستگی تنشی استخوان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن