ترجمه "franc" به فارسی
فرانک, اجازه عبور دادن, بی محابا بهترین ترجمه های "franc" به فارسی هستند.
franc
adjective
noun
masculine
دستور زبان
Monnaie officielle de la Suisse et du Liechtenstein. [..]
-
فرانک
noun masculineA chaque fois que vous annoncez que vous avez obtenu pile, vous êtes payé cinq francs.
به ازای هربار که اعلام می کنید پرتاب شما«خط» آمده است، پنج فرانک میگیرید.
-
اجازه عبور دادن
verb -
بی محابا
adjective masculine
-
ترجمه های کمتر
- بی پرده
- حق انتخاب
- حق مخصوص
- رک
- رک و راست
- رک گو
- ساندویچ سوسیس
- سرراست
- سوسیس
- صاف وساده
- مصون ساختن
- نیرومند
- پرحرف
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " franc " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Franc
noun
masculine
دستور زبان
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Franc" در فرهنگ لغت فرانسوی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Franc در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "franc" با ترجمه به فارسی
-
فازئولوس لوناتوس · فازئولوس ليمانسيس · لوبياهاي كاري · لوبياهاي ماداگاسكار · لوبياي برمه
-
ضربه آزاد مستقیم
-
فراماسونری
-
فرانش کونت
-
فراماسون · وابسته به فراماسون
-
منطقه آزاد بازرگانی
-
فراماسونری
-
تکتیرانداز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن