ترجمه "gamma" به فارسی
گاما, اشعه گاما بهترین ترجمه های "gamma" به فارسی هستند.
gamma
noun
masculine
دستور زبان
-
گاما
nounMais Michael m'a parlé d'un nouveau modèle de détecteur gamma qu'il avait vu, et que voici.
اما مایکل راجع به نوع جدید شناساگر گاما که دیده بود، به من گفت.
-
اشعه گاما
noun femininedans le but de localiser ces points de rayons gamma.
برای تمرکز بهتر این حبابهای اشعه گاما مقایسه کردم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gamma " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "gamma" با ترجمه به فارسی
-
اخترشناسی پرتو گاما
-
والرولاکتون-گاما
-
تابش گاما
-
اشعه گاما
-
هنعه
-
اوتوگرافا گاما
-
اشعه گاما · پرتو گاما
-
اسید گاما-لینولنیک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن