ترجمه "gardien" به فارسی

حافظ, حامی, دروازهبان بهترین ترجمه های "gardien" به فارسی هستند.

gardien noun masculine دستور زبان

Personne employée pour surveiller quelqu'un ou quelque chose.

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • حافظ

    noun masculine

    Mère nous a interdit de traiter avec le Gardien, mais je peux vous dire comment y aller.

    مادر معامله با حافظ رو قدغن کرده اما میتونم بگم چطوری برید اونجا

  • حامی

    noun masculine
  • دروازهبان

    noun masculine
  • ترجمه های کمتر

    • سرپرست
    • قیم
    • متولی
    • مدافع
    • ولی
    • پشتیبان
    • کارمند
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gardien " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "gardien" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "gardien" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه