ترجمه "gibbons" به فارسی

میمون دراز دست, گیبون بهترین ترجمه های "gibbons" به فارسی هستند.

gibbons noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • میمون دراز دست

    noun
  • گیبون

    تیرهای از کپی

    ” Telles sont les louanges dont l’historien Edward Gibbon a couvert Zénobie, la reine guerrière de la ville de Palmyre, en Syrie.

    اینها تمجیدات مورخی است به نام اِدوارد گیبون در وصف زنوبیا، ملکهٔ جنگاور شهر سوریِ پالمورا.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gibbons " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "gibbons" با ترجمه به فارسی

  • میمون دراز دست · گیبون
اضافه کردن

ترجمه های "gibbons" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه