ترجمه "gland" به فارسی
ختنهگاه, بلوط, بلوط (فندقی) بهترین ترجمه های "gland" به فارسی هستند.
gland
noun
masculine
دستور زبان
fruit du chêne [..]
-
ختنهگاه
noun -
بلوط
noun masculineJ'ai un petit gland ici que j'ai ramassé quand je marchais sur le chemin cette année.
من یک بلوط کوچک اینجا دارم که من وقتی که در جاده راه می رفتم چیدم اوایل امسال.
-
بلوط (فندقی)
fruit du chêne
-
ترجمه های کمتر
- دانههای بلوط
- سر کیر
- سرنره
- ميوه تيره درختان بلوط
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gland " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "gland"
عباراتی شبیه به "gland" با ترجمه به فارسی
-
بلوط بيپايه · بلوط جنگلي · سفیدمازو · كواركوس سزيليفلورا · کوارکوس پترئا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن