ترجمه "glaucome" به فارسی
آبسیاه, آب سیاه چشم, آب سبز بهترین ترجمه های "glaucome" به فارسی هستند.
glaucome
noun
masculine
دستور زبان
-
آبسیاه
-
آب سیاه چشم
C'est aussi le plus gros facteur de risque pour le glaucome,
همچنین بزرگترین فاکتور ریسکی برای آب سیاه چشم (glaucoma) است،
-
آب سبز
-
ترجمه های کمتر
- آب سیاه
- کوری تدریجی
- گلوکوم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " glaucome " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "glaucome" با ترجمه به فارسی
-
کوری تدریجی
-
کوری تدریجی
-
کوری تدریجی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن