ترجمه "graphique" به فارسی
نمودار, گرافيک, ارتباط تصویری بهترین ترجمه های "graphique" به فارسی هستند.
graphique
noun
masculine
دستور زبان
Tout élément illustrant une page, tel qu'une photographie, une illustration, une icône, des lignes ou d'autres éléments non textuels. [..]
-
نمودار
nounJe me souviens avoir vu un graphique actualisé.
حالا، به یاد می آورم که اخیرا یک نمودار دایرهای به روز شده را دیدم.
-
گرافيک
noun masculineQui supporte les menus, les fenêtres, la souris, les graphiques améliorés...
که از منوها ، پنجره ها ، اشاره و کليک و گرافيک با دقت بالا پشتيباني ميکنه
-
ارتباط تصویری
terme collectif pour tous les dessins artistiques ou techniques, etc
La communication graphique, elle, découple cette relation.
ارتباط تصویری، از سوی دیگر، آن رابطه را قطع میکند.
-
ترجمه های کمتر
- تصویری
- رسم
- مصور
- واقعی
- گراف
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " graphique " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "graphique" با ترجمه به فارسی
-
کاغذ شطرنجی
-
محیط نمودار
-
پالایه ترسیمات · پالایه ترسیمی
-
نمای PivotChart
-
نمودار رادار
-
تبلت گرافیکی
-
واحد پردازش گرافیکی
-
میانجی بصری - مرتبط ساز بصری · واسط گرافیکی کاربر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن